على محمدى
123
شرح اصول استنباط ( فارسى )
معصومين ( ع ) كه تمام همّ و غمّشان رسيدن بندگان به ثواب و دور شدن آنها از عقاب بود بيان مىكردند و حداقل يك جا چنينچيزى نقل مىشد تا هشدارى باشد براى عصيانگران و حيث اينكه هرگز اثرى از اين مطلب در لابلاى روايات نيست انسان مطمئن مىشود كه چنين چيزى وجود خارجى نداشته و لذا مقدمات خارجيه وجوب شرعى ندارند به استثناء شروط شرعيه و اجزاء واجب . و امّا مقام ثانى : كسانى كه سخن از ملازمه دارند منظورشان چيست ؟ اگر منظورشان اينست كه العقل مستقل و حاكم به اينكه ما دامى كه مكلف درصدد انجام ذى المقدمه است چارهاى ندارد مگر اينكه كليهء مقدمات واجب را هم انجام دهد تا به هدف برسد و خلاصهء لابديت عقليه در كار است اگر اين باشد ما نيز تسليم شده و قبول مىكنيم ولى هيهات كه محلّ نزاع بزرگان اصولى در اين مطلب بديهى باشد كه اصاغر طلاب و بلكه اصاغر عوام الناس هم آن را به خوبى وجدان مىكنند و امّا اگر مراد حضرات اينست كه از راه ملازمه حكم شرعى را استكشاف مىكنيم و بدست مىآوريم كه همانطورى كه ذى المقدمه داراى امر مولوى و وجوب شرعى است مقدمات آن هم كذلك به اين دليل كه وجوب از ذى المقدمه به مقدمه سرايت و ترشح مىكند و آن را هم واجب مىكند . ما اين را قبول نداريم زيرا نيازى به امر مولوى نيست چون هدف از امر مولوى ايجاد داعى در مكلف است و فرض اينست كه عقل پس از دريافت مقدميت به ادراك خودش يا به بيان شرعى ، داعى بر انجام مقدمات شده و ما را به اتيان آن ملزم مىسازد و در مكلف ايجاد داعى شد ديگر چه نيازى به امر مولوى شرعى و بالاتر از اين اصولا صدور امر شرعى از محالات است چون تحصيل حاصل است و هو من المحالات البديهيه .